يابن الحسن ميدانم كه مي آيي اما چه جمعه ها كه بي تو گذشت.
متی ترانا و نراک

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

تماس با ما

دوستان من


























 

شب نزديك به پايان بود. نور سپيد رنگي كه حاشيه افق را روشن مي كرد ،نويد نزديك شدن اختر روز را مي داد ستارگان از بيم به خود لرزيده ،تك تك از گوشه آسمان فرار مي كردند.سامرا در خواب بود و طبيعت بيدار.ماه نور افشاني مي كرد، نسيم عطر مي پاشيد و طلوع فجر ، پرده سپيدي به لطافت حرير به روي آسمان كشيده بود. جهان داراي عظمت و شكوه خاصي شده بود .در ميان اين عظمت و شكوه و در ميان اين همه لطف و زيبايي،كودكي در آستانه تولد بود.نرجس تازه از راز و نياز شبانه خود با خدا فارغ شده و تازه نماز شبش تمام شده بودكه در خود احساس غير عادي نمود.خيلي طول نكشيد كه آثار وضع حمل در او نمايان گرديد.اطاق در هاله اي از نور فرو رفت و زمين و آسمان در پرتوي آن نور روشني گرفت.درهاي آسمان باز شد و فرشتگان خدا به صورت پرندگان سپيد راه زمين را پيش گرفتند تا از نور كودك بهره گرفته و با بال هاي نرم و بهشتي خودكودك آن شب را نوازش مي كردند.آري كودك متولد شده بود. احتياجي به نام گذاري نبود زيرا سال ها قبل پيامبر خبر آن را داده بود:او هم نام من و كنيه اش كنيه من است.

سامرا امشب چه نازي مي كند

بر زمين ها يكه تازي مي كند

روز ميلاد گل نرگس ز شور

آسمان هم عشق بازي مي كند

ميلاد يگانه منجي عالم بشريت حضرت مهدي (عج) را به تمام عاشقان آن حضرت به خصوص وبلاگ نويسان مهدويت تبريك عرض مي كنم.اميدوارم سال آينده با حضور آقامون جشن ميلاد را بر پا كنيم.

وعده ما شب نيمه شعبان ساعت 11 شب با زمزمه دعاي فرج

 

 

 

26 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 21:7 - 1390/4/24


امام علي (ع) در سرزنش ياران خود در كوفه چنين فرمود :

اگر خداوند , به ستمكاران ميدان مي دهد نه چنان است كه بكيفر شان نگيرد بلكه خداوند بر سر راهشان در كمين است اما , سوگند به آنكس كه جانم در دست اوست , اين گروه بر شما پيروز خواهند شد.

نه از آنروي كه از شما بحق سزاوارترند بلكه از آن جهت كه با شتاب به سوي زمامدار باطل خود ( معاويه ) پيش ميروند و شما درباره حق من كندي مي كنيد تا كنون , مردم از ستم زمامداران خود بيم داشتند و اكنون من از ستم پيروان خود مي ترسم , شما را بجهاد برانگيختم ولي از جاي نجنبيديد , حقايق را بشما باز گفتم اما نشنيديد و شما را در پنهان و آشكار بياري حق فرا خواندم ولي پاسخم نداديد و پندم را نپذيرفتيد .

آيا شما حاضراني همچون غايبانيد و بندگاني مانند خواجگان.

سخنان حكيمانه را بر شما مي خوانم از آن مي گريزيد و با پندهاي نيكو اندرزتان مي دهم ولي از آنها دوري مي گزينيد و چون شما را به پيكار با سركشان برمي انگيزم هنوز سخنم پايان نيافته پراكنده مي شويد , به خانه هايتان بازمي گرديد و اندرزها را بمسخره مي گيريد اي كساني كه پيكرهاتان آشكار و خردهاتان پنهان است , هوسهائي گوناگون داريد و فرمانروايانتان را گرفتار كرده ايد , زمامدار شما خدا را اطاعت مي كند و شما فرمانش را نمي بريد و پيشواي مردم شام , خدا را نافرماني مي كند و آنها فرمانش را مي برند .

بخدا سوگند دوست مي دارم كه با معاويه معامله صرافي دينار و درهم كنم , او از من ده نفر از شما را بستاند و در برابر يكنفر از پيروانش را بمن بخشد .

اي مردم كوفه من به سه چيز و دو چيز شما گرفتار شده ام , شما گوشداراني ناشنوا و گنگاني سخنگوي و كوراني چشمداريد و بهنگام جنگ آزادمرداني راستين و بوقت گرفتاري برادراني قابل اعتماد نيستيد.

1166 سال از غيبت امام زمانمان مي گذرد.و آيا به راستي ما كوفي صفت نيستيم!!!!

 

19 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 1:30 - 1390/4/21


به خدا در هوس ديدن شش گوشه دلم تاب ندارد

نگهم خواب ندارد

 قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد

 شب من روزن مهتاب ندارد

 همه گويند به انگشت اشاره

 مگر اين عاشق بيچاره و دلداده و دلسوخته ارباب ندارد.

آلاله نو دمیده چیدن دارد

آواز فرشتگان شنیدن دارد

میلاد حسین است و ابوالفضل و علی

یک ماه و دو آفتاب دیدن دارد

يا كاشف الكرب عن وجه الحسين اكشف کروبنا به حق اخيك الحسين

 

24 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 2:3 - 1390/4/15


 

آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود . محمد غرق در اندیشه بود که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید : بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از لخته خونی آفرید ، بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ، همان که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت . .

قرآن بخوان و راه خدا را نشان بده

                                                      توحيد را نشان زمين و زمان بده

قرآن بخوان و با نفس آسمانيت

                                                       اين مردگان روي زمين را تكان  بده

آخر چقدر قوم پسر دار مي شوند

                                                      دختر به دست دامن اين مادران بده

من غير دعوت تو مسلمان نمي شوم

                                                       پس لطف كن و خودت در گوشم اذان بده

 

قرآن بخوان و بگو خدا واحد است و بس

هر كس ادله خواست علي را نشان بده

34 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 20:39 - 1390/4/9


خدایا! به دل های پروانه ای شمعی شایسته عنایت کن که در پای هر کرم شب تابی فرو نیایند و پیش هر چشم کور سویی جان نسپارند!

خدایا! آن چنان غریق دریای غربتمان مکن که به سمت هر خاشاک عاطفه ایی دست نیاز دراز کنیم .پناه بر تو از تنهایی و غربت و بی کسی!

خدایا!در این هرزه بازار نگاه ها و قلبها ,دل ما را از آن خودت وچشم ما را نگران خودت کن!

خدایا! دستمان تهی و آلوده به معصیت است .اما دلمان سرشار از عشق و محبت است.به دستمان نگاه نکن. به دلمان هم نگاه نکن.به دست خودت و دل خودت نگاه کن.

خدایا !هر لحظه نیازمند هدایت توییم .به خصوص در این وا نفسای آخر الزمان که باطل هرآن به لباس حق در می آید و بر حق دم به دم گمان باطل می رود. هدایت مستمر و متصلت را از ما دریغ نکن!

خدایا! امان از دستهای پنهان شیطان!روح و جان ما را از سلطه پنهان شیطان برهان!

خدایا! امان از شعارهای رنگین و دثارهای زهر آگین!

امان از ظاهرهای فریبنده و باطن های ننگین!

فغان از چهره های مقدس و درونهای ملوث!

فریاد از سخنان شیرین و مقاصد شوم!

آه از گوش داران ناشنوا ، گنگان سخنگو و كوران چشمدار!!!!

 

متي ترانا و نراك

 

14 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 2:9 - 1390/4/5