يابن الحسن ميدانم كه مي آيي اما چه جمعه ها كه بي تو گذشت.
متی ترانا و نراک

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

تماس با ما

دوستان من


























تمام اين چند روز مثل يك خواب و روياي شيرين بود گويا وقتي ازهواپيما پياده شدم از اين خواب شيرين هم بيدار شدم

از هر طرف كه وارد كربلا مي شوي اولين گنبدي كه مشاهده خواهي كرد گنبد وگلدسته هاي حرم حضرت ابوالفضل است.براي ورود به حرم امام حسين هم بايد از علمدارش حضرت عباس اذن دخول بگيري.وارد حرم مي شوي زيارت نامه مي خواني.ديگر نيازي به مداح و روضه خوان نيست.خاك آن جا مداح تو مي شود و غربت بين الحرمين روضه خوان تو.اذن دخول اربابت را از سقايش مي گيري و به سوي حرم پادشاه عالمين با پاي برهنه قدم مي زني.چه غربتي دارد بين الحرمين.طلائي ترين خيابان جهان چقدر كثيف است.خم مي شوي كه آشغال هاي روي زمين را جمع كني ولي كار يك نفر دو نفر نيست.سمت راست و چپ را هم كه نگاه مي كني تعدادي زيادي از اعراب با يك پتو به خواب خوشي رفته اند.گويا فراموش كرده اند در بين الحرمين هستند. راهت را ادامه ميدهي هر چند قدمي كه برمي داري برمي گردي و به پشت سرت نگاه مي كني.سعي مي كني ورودت از باب القبله باشد.وارد حرم امن الهي مي شوي.گويا تمام دنيا را دو دستي تقديمت كرده اند.حاجت چندين ساله ات را گرفته اي.ضريح را در بغل مي گيري و بي اختيار...

ان شاالله در پست هاي بعدي خاطرات اين سفر معنوي را خواهم نوشت

22 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 2:14 - 1390/8/28


عید قربان با نماز و عبادتش، با ذکر و دعایش، با قربانى و صدقات و احسانش

بسترى براى جارى ساختن مفهوم عبودیت و بندگى است

عيد سعيد قربان بر همه عاشقان مبارك باد

تو پادشاهان جهان را پادشاهي               گمان نمي كردم حقير را هم مي پذيري

هنوز هم باور نمي كنم كه قراره برم كربلا.من روسياه كجا و كربلا كجا...

اگه اتفاق خاصي رخ نده ان شاالله چهار شنبه عازم كربلا هستم.هرچي فكر مي كنم خودم را لايق حضور در كربلا نمي بينم.من روسياه كجا و حرم عباس كجا.من گنهكار كجا و ايوان طلاي نجف كجا. من آلوده كجا و سرداب مقدس كجا.

از همه شما دوستان عزيز حلاليت مي طلبم .اگر با نظري باعث آزرده خاطر شدن شما عزيزان شدم به حق امام حسين حلالم كنيد.اميدوارم بتونم زيارتي همراه با معرفت داشته باشم.ان شاالله نايب الزياره همه شما عزيزان خواهم بود.پيشاپيش عيد بزرگ ولايت سالروز اثبات حق بر باطل عيد سعيد غدير را هم تبريك عرض ميكنم.

34 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 0:57 - 1390/8/16


مولای غریب شیعه ! سالهاست كه چشمانتظاریم؛ دلتنگ دیدارت؛ یعنی ما را آن لیاقت است كه روزی قامت بلندت را ببینیم كه ساده و بیآلایش در كوچههای شهرمان قدم میزنی و به حرف دلمان گوش میسپاری وقضات عالم دست حیرت بر لب میگزند و در محضرت كلاس اول دادگری را میآموزند.

مولای غریب شیعه میدانم كه رهسپاری، رهسپار دیار حج، كی میشود كه از آن جا در كنار كعبه همان جا كه امیرمؤمنان (ع) در كنار پیامبر (ص) ایستاده بود، بایستی و فریاد برآوری: « انا المهدی (عج) » و جهان یكپارچه زیر و رو شود.

مولای غریب شیعه ! دلمان گرفته است؛ دلتنگ هستیم؛ میترسیم صدایمان را نشنوی.

آقاجان عرفه نزدیك است و به یقین میدانیم كه قدمهایت سرزمین عرفه را تبرّك خواهد ساخت؛ آقا تو را به جان جدّهات زهرا (س) برایمان دعا كن، نكند در این برهوت دنیا گمراه شویم؛ مولای غریب شیعه ! ما گرفتار توایم؛ تنهاییم و در بیكسی غوطهور. آقاجان مباد آن روز كه تو ما را به حال خود بگذاری و رهایمان كنی تا بیش از این در گرداب گناهان غوطهور شویم.

مولای غریب شیعه ! چشم و چراغ پیروان حیدر كرّار، عرفه نزدیك است و ما قوم گنهكار، محتاج دعای توییم.

خدایا تو را قسم میدهیم به مناجات امام عصر (عج) در صحرای عرفات كه ظهور آقایمان را نزدیك بگردان.

          متي ترانا و نراك

7 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 15:35 - 1390/8/13


ای قوم به حج رفته کجایید کجایید

معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید

هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید

یک بار از این خانه بر این بام برآیید

آن خانه لطیفست نشان‌هاش بگفتید

از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید

یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس که بر گنج شما، پرده شمایید

12 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 1:36 - 1390/8/9