يابن الحسن ميدانم كه مي آيي اما چه جمعه ها كه بي تو گذشت.
متی ترانا و نراک

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

تماس با ما

دوستان من


























نمیدانم چه بنویسم از حال یا گذشته با این که میدانم این دو برای من یکی است

گناه ،معصیت، توبه ،کمیل، ندبه، اشک ،ضجه و دوباره گناه، معصیت، توبه و...

هر جمعه که می شود دلم می گیرد و ندبه کنان تو را می خوانم تو را تنها ترین تنها میخوانم و خود را غرق خجالت میبینم وقتی خود را منتظر تو میخوانم.

توبه میکنم وقتی به.متی ترانا و نراک میرسم ولی انگار نمیشود که نمیشود.شنبه که میشود همه را فراموش میکنم.ندبه ها و ضجه هایش را در جعبه ای گذاشته و درش را قفل میکنم تا مبادا وسط هفته مزاحم گناهانم شود

کاش این هفته شنبه اش نیاید یا این که جعبه من نیاید

کاش این هفته منتظرت شوم منتظری که تو میخوهی نه ان که ما میخواهیم

کاش منتظرت شویم منتظری که وقتی نامه اعمالم را میبینی لبخند بر صورتتان هویدا شود

کاش منتظری شوم و به جمع 312 منتظر دیگر بپیوندم تا آن گاه در مکه نمازمان را به شما اقتدا کنیم

********************************

سید نوشت1:چند وقتی بود پست های مهدوی نمیگذاشتم.ممنون از دوستی که تذکر داد

 سید نوشت2:ک÷ی برداری با ذکر منبع مجاز مباشد

18 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 23:45 - 1391/2/26