يابن الحسن ميدانم كه مي آيي اما چه جمعه ها كه بي تو گذشت.
متی ترانا و نراک

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

تماس با ما

دوستان من


























امام علي (ع) در سرزنش ياران خود در كوفه چنين فرمود :

اگر خداوند , به ستمكاران ميدان مي دهد نه چنان است كه بكيفر شان نگيرد بلكه خداوند بر سر راهشان در كمين است اما , سوگند به آنكس كه جانم در دست اوست , اين گروه بر شما پيروز خواهند شد.

نه از آنروي كه از شما بحق سزاوارترند بلكه از آن جهت كه با شتاب به سوي زمامدار باطل خود ( معاويه ) پيش ميروند و شما درباره حق من كندي مي كنيد تا كنون , مردم از ستم زمامداران خود بيم داشتند و اكنون من از ستم پيروان خود مي ترسم , شما را بجهاد برانگيختم ولي از جاي نجنبيديد , حقايق را بشما باز گفتم اما نشنيديد و شما را در پنهان و آشكار بياري حق فرا خواندم ولي پاسخم نداديد و پندم را نپذيرفتيد .

آيا شما حاضراني همچون غايبانيد و بندگاني مانند خواجگان.

سخنان حكيمانه را بر شما مي خوانم از آن مي گريزيد و با پندهاي نيكو اندرزتان مي دهم ولي از آنها دوري مي گزينيد و چون شما را به پيكار با سركشان برمي انگيزم هنوز سخنم پايان نيافته پراكنده مي شويد , به خانه هايتان بازمي گرديد و اندرزها را بمسخره مي گيريد اي كساني كه پيكرهاتان آشكار و خردهاتان پنهان است , هوسهائي گوناگون داريد و فرمانروايانتان را گرفتار كرده ايد , زمامدار شما خدا را اطاعت مي كند و شما فرمانش را نمي بريد و پيشواي مردم شام , خدا را نافرماني مي كند و آنها فرمانش را مي برند .

بخدا سوگند دوست مي دارم كه با معاويه معامله صرافي دينار و درهم كنم , او از من ده نفر از شما را بستاند و در برابر يكنفر از پيروانش را بمن بخشد .

اي مردم كوفه من به سه چيز و دو چيز شما گرفتار شده ام , شما گوشداراني ناشنوا و گنگاني سخنگوي و كوراني چشمداريد و بهنگام جنگ آزادمرداني راستين و بوقت گرفتاري برادراني قابل اعتماد نيستيد.

1166 سال از غيبت امام زمانمان مي گذرد.و آيا به راستي ما كوفي صفت نيستيم!!!!

 

19 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 1:30 - 1390/4/21


 بدون نقطه

این خطبه ظاهرا در عقد نکاحي از جانب آن حضرت ايراد شده است که متن و ترجمه‏ي آن از نظرتان مي‏گذرد.

الحمدلله اهل الحمد و ماواه و له اوکد الحمد و احلاه و اسرع الحمد و اسراه و اطهر الحمد و اسماه و اکرم الحمد و اولاه، الحمدلله الملک المحمود و المالک الودود مصور کل مولود و مال کل مطرود، ساطح المهاد و موطد الاطواد و مرسل الامطار و مسهل الاوطار، عالم الاسرار و مدرکها و مدمر الاملاک و مهلکها و مکور الدهور و مکررها و مورد الامور و مصدرها، عم سماحه و کمل رکامه و همل و طاوع السوال و الامل و اوسع الرمل و ارمل، احمده حمدا ممدودا و اوحده کما وحد الاواه و هو الله لا اله للامم سواه و لا صادع لما عدله و سواه، ارسل محمدا علما للاسلام و اماما للحکام و مسددا للرعاع و معطل احکام ود و سواع، اعلم و علم و حکم و احکم، اصل الاصول و مهد و اکد الموعود و اوعد، اوصل الله له الاکرام و اودع روحه السلام و رحم آله و اهله الکرام، ما لمع رائل و ملع دال و طلع هلال و سمع اهلال.

اعملوا رعاکم الله اصلح الاعمال و اسلکوا مسالک الحلال و اطرحوا الحرام و دعوه

 و اسمعوا امرالله و عوه و صلوا الارحام و راعوها و عاصوا الاهواء و اردعوها و صاهروا اهل الصلاح و الورع و صارموا رهط اللهو و الطمع و مصاهرکم اطهر الاحرار مولدا و اسراهم سوددا و احلاهم موردا و ها، هو امکم و حل حرمکم ممسکا ، عروسکم المکرمه و ماهرا لها کما مهر رسول‏الله (صلي الله عليه و آله و سلم) ام‏سلمه و هو اکرم صهر اودع الاولاد و ملک ما اراد و ما سها مملکه و لا وهم و لا وکس صلاحه و لا وصم، اسال الله لکم احماد وصاله و دوام اسعاده و الهم کلا اصلاح حاله و الاعداد لماله و معاده و له الحمد السرمد و المدح لرسوله احمد صلي الله عليه و آله و سلم...

ترجمه:

حمد و ثنا، خداوندي را که اهل حمد بوده و جايگاه آن مختص او است و برترين و شيرين‏ترين و سريع‏ترين و گسترده‏ترين و پاک‏ترين و بالاترين و گرامي‏ترين و سزاوارترين حمدها بر ذات او باد. سپاس خداوندي را که پادشاهي است مورد ستايش و مالکي است بسيار مهربان و با محبت. هر مولودي را صورت مي‏بخشد و هر طرد شده‏اي را ملجاء و پناهگاه است. گستراننده‏ي دشت‏ها و صحراها و برپاکننده‏ي کوهها و بلندي‏ها است. فروفرستنده‏ي باران‏ها و آسان‏کننده‏ي مشکلات و نيازها است. عالم و دانا به همه‏ي اسرار و درهم کوبنده و نابودکننده‏ي همه‏ي پادشاهان است. روزگاران را به سرانجام مي‏رساند و آنان را مجددا به عرصه وجود مي‏آورد و مرجع و مصدر همه‏ي امور اوست. جود و عطايش همه چيز را در برگرفته و ابر بخشش او، با کمال ريزش، همگان را فراگرفته است. خواسته‏ها و اميدهاي بندگان را برآورده نموده و به ريگزاران افزوني و توسعه بخشيده است.

حمد و ستايش مي‏کنم او را، حمد و ستايشي بي‏انتها و يگانه‏اش مي‏شمارم همانگونه که بنده‏ي دعاکننده‏ي گريان، او را يگانه مي‏شمارد. و اوست خداوندي که امت‏ها را خدايي جز او نيست و کسي نيست که آنچه را او برپا و تنظيم کرده درهم فروريزد. او محمد صلي الله عليه و آله و سلم را پرچم هدايت و نشانه‏ي اسلام و امام حکمرانان و استوارکننده‏ي پيشوايان و تعطيل‏کننده‏ي احکام بت‏هايي چون ود و سواع قرار داد. او (پيامبر) به بندگان خدا حقايق را اعلام کرد و به آنان تعليم داد و در ميان آنان حکم راند و امور را استحکام بخشيد و اصول اساسي را پايه‏گذاري کرد و آن‏ها را ترويج نمود و بر قيامت تاکيد بسيار داشت و آنان را از آن بيمناک ساخت.

خداوند آن حضرت را از اکرام خويش بهره‏مند سازد و به روانش درود فرستد و به آل و اهل‏بيت بزرگوارش رحمت عنايت فرمايد، تا مادامي که دندان نهايي در دهان مي‏درخشد و گرگ مي‏درد و ماه طلوع مي‏کند و بانگ لا اله الا الله به گوش مي‏رسد. خداوند شما را حفظ نمايد، بهترين اعمال را انجام دهيد و به راه‏هايي رويد که حلال است و راه‏هاي حرام را ترک کنيد و از آن دست برداريد. فرمان خداوند را گوش دهيد و آن را به خاطر بسپاريد و با اقوام و خويشاوندان پيوند و ارتباط داشته باشيد و حقوقشان را مراعات نماييد. با هواها و خواهش‏هاي نفساني مخالفت و خويشتن را از آن‏ها حفظ کنيد. با اهل درستي و تقوا وصلت و ازدواج نماييد و خود را از قومي که سرگرم دنيا و طمع دنيوي هستند جدا سازيد. اين کسي که اکنون داماد شما گشته و با شما پيوند نموده، پاکزاده‏ترين آزادگان و شريف‏ترين آنان بوده و از بهترين روش در ميان آنان برخوردار است.او اينک به سوي شما آمده و به حريم شما وارد گشته، در حالي که عروس بزرگوار شما را گرفته و مهريه‏ي او را همان مهريه‏اي قرار داده که رسول‏خدا، آن را براي همسرش ام‏سلمه قرار داده است. او (رسول‏خدا)، بهترين دامادي بود که فرزنداني را به وديعه نهاد و آنچه را خواست به دست آورد و در مورد همسرش غفلت نورزيد و دچار انديشه‏ي نادرست نگشت و در مصلحت او کوتاهي ننمود و بر او عيب و ايراد نگرفت.

از خداوند براي شما بهترين نعمت‏ها و رحمت‏هايش را درخواست مي‏کنم و از او مي‏خواهم دائما شما را به سعادت، رهنمون گرداند و به همگان اصلاح حال و آماده کردن توشه‏ي آخرت، عنايت فرمايد. حمد بي‏پايان خاص ذات اوست و مدح و ثنا ويژه‏ي رسول او احمد است

14 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 16:57 - 1390/1/30


کفعمی در مصباح، از هشام بن سایب کلبی و او از ابی صالح روایت می کند که: روزی جمعی از اصحاب پیغمبر بحث می نمودند در اطراف این موضوع که کدام حرف است در حروف که از همه بیشتر در کلام موجود است؟ معلوم شد حرف الف از همه بیشتر است و هیچکس نمی نتواند کلامی بگوید که الف در آن نباشد.حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) حضور داشتند. بدون تأمّل و فی البداهه خطبه ای فرمودند. چنانکه عقل ها حیران ماند و نام این خطبه را مونقه گذاشتند؛ یعنی در حسن و نیکویی و بلاغت، شگفت آور است. فرمودند:

بقیه در ادامه مطلب

22 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 1:17 - 1390/1/15