يابن الحسن ميدانم كه مي آيي اما چه جمعه ها كه بي تو گذشت.
متی ترانا و نراک

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

تماس با ما

دوستان من


























تا به حال عکس این دانشمندان جوان و نابغه کشور را دیده اید؟


جوانی که با همه درد ها و مشکلات جسمانی تا آخرین لحظات زندگی خود دست از کسب علم و دانش برنداشت و مدال های افتخار را یکی پس از دیگری به گردن آویخت.
محمد شیرعلی شهرضا که از دانشجویان ممتاز دانشگاه صنعتی شریف و متولد سال ۱۳۶۵ بود دانشجوی نابغه دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف که دانشجوی نمونه کشوری سال ۸۶، دارنده رتبه اول جشنواره جوان خوارزمی در سال ۸۵ و پژوهشگر ممتاز انجمن رمز ایران بود. در طول دوره کارشناسی خود موفق به ارایه ۸۰ مقاله علمی در کنفرانس‌های بین‌المللی شد و ۱۳ مقاله چاپ شده در مجلات معتبر علمی پژوهشی داشت و یک اختراع ثبت شده نیز از خود به جا گذاشت. او در سال ۱۳۸۵ به عنوان پژوهشگر جوان ممتاز انجمن رمز ایران در مقطع کارشناسی برگزیده شد و در دومین کنفرانس بین‌المللی ایکتا ۲۰۰۶ (ICTTA ۲۰۰۶) به عنوان جوان‌ترین محقق انتخاب شد و همچنین در یازدهمین کنفرانس بین‌المللی انجمن کامپیوتر ایران (CSICC۲۰۰۶) به عنوان جوان‌ترین محقق برگزیده شد. این دانشجوی فقید یک کتاب به عنوان «آموزش الگوریتم‌ها» تألیف کرد زمینه‌های تحقیقاتی مورد علاقه وی نهان‌نگاری اطلاعات، برنامه‌نویسی تلفن همراه و سیستم‌های تفکیک کاربران انسانی ازماشین بود.
وی دو سال پيش بر اثر ناراحتی ستون فقرات درگذشت.

اگر فوتباليست يا هنر پيشه بود همه ميشناختنش

*******************************************************************

سيد نوشت: از اين به بعد قصد دارم ماهي يك بار به معرفي مشاهير و بزرگان شهرم بپردازم

18 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 21:51 - 1391/2/8


مزار شهيدان گمنام شهر من : گمنام تر از گمنام

گرچه گلزار شهداي شهرستان شهرضا به دليل همجواري با امام زاده شاهرضا يكي از زيباترين گلزارشهداي كشور است.ولي در طرف ديگر شهر مزار 5 شهيد گمنام  مانند قبرستان بقيع غربت خاصي دارد.در قبرستان بقيع بايد پشت ديوار هاي آن بايستي و به 4 قبر خاكي نگاه كني ولي مزار اين شهيدان  از پشت ديوار مصلي نيمه كاره شهر هم پيدا نيست. به خاكسپاري اين عزيزان حدود ده سال قبل در يك زمين خاكي كه قرار بود روزي به مصلي اين شهر تبديل شود كج سليقه اي و شايد يك تصميم سياسي بود. از ده سال قبل تا كنون سالي يك بار هم به اين عزيزان توجهي نمي شود تا مزار آن ها هم مانند قبرستان بقيع حتي يك شمع هم نداشنه باشد.به اميد توجه بیشتر مسئولین شهر به این قهرمانان واقعی

در ادامه مطلب دو عكس از شهيد همت گذاشته ام كه شايد تا كنون نديده باشيد . همچنين يك كليپ صوتي بسيار زيبا با عنوان شب هاي جمعه ويژه شهداي گمنام در ادامه مطلب قرار گرفته است كه پيشنهاد مي كنم حتما دانلود كنيد.

57 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 16:44 - 1390/7/2


 

 

آشفته و پريش پدر و پسر شاعر شهرضايي به ديار حق شتافتند.
استاد بهرام سیاره متخلص به پریش ساعت 8 صبح دیروز
   در 67 سالگي در شهرضا درگذشت و پدرش استاد قاسم سياره كه طاقت دوري فرزند را نداشت كمتر از سه ساعت همسفر وي شد.
سبك اشعاراين دو شاعر شهرضايي آميخته ايي
  ازسبك اصفهـاني و عراقـي و خمير مايۀ كلامشان توحيد  ،  عاشقانه زيستن ، آزادگي و بي نيازي بود .
در سروده هايشان از مضمون هاي ابداعي به سبك غزل با همۀ تركيب ها بهره مي گرفتند وابتكارشان
  سرودن اشعار محلي بود.
پردیس پریش و دیوان پریش دوکتاب شعر به يادگار مانده
  از استاد بهرام سياره است ودیوان آشفته دوگاه ، خوشه ، برگ سبز، ترجمان گل و شمع وهشلهفط   از سروده های شاعر پدراستاد قاسم سياره ميباشد.
استاد قاسم سياره
  پارسال به عنوان «چهره بر تر فرهنگی ادبی ا ستان اصفهان» معرفی شده بود

 زندگينامه استاد قاسم سیاره متخلص به آشفته به قلم خود استاد

 با نهايت ادب و احترام دانشمندان و دانش پژوهان و دانشجويان دانشگاه ذوق و معرفت را درود مي فرستم . نامم  قاسم ، شهرتم سيّاره ، تخلّصم آشفته است . متولّد 1303 هستم ، تحصيلاتم تا حدّ امكان در شهرضا بوده و به مشاغل غيردولتي ( حسابداري و هنري ) پرداخته و چند سال است بازنشسته شده و در مدّت زندگي  هيچگاه از مطالعه و كسب فيض از پيشينيان و معاصـرين چه غيابي و چه حضوري غافل نبوده ام و اكنون هم به خوشه چيني از خرمن  ارباب معرفت روزگار مي گذرانم.سرودن شعر رااز هجده سالگي آغاز نموده ، پدرم مرحوم هاشم سيّاره شاعربود و كتابهاي " جنگل مولا " و" گلشن معرفت " او مشهور است .سروده هايم زياد است كه از جمله : كتابهاي " ديوان آشفته " به سال 1360 و " دوگاه " به سال 1370 و" خوشه به سال 1381 به چاپ رسيدو چهار جلد كتاب ديگر آماده به چاپ دارم كه عبارتند از : مناقـب و مراثي اهل بيت (ع)  ، غزل ، كلاسيك و اشعار محلّي برخي اشعارم در جرائد و مجلّات به چاپ رسيده و مصاحبه و اجراي تلويزيوني و راديوئي زياد داشته ام .همچنين در مجالس و بزرگداشتها كه به مناسبتي تشكيل مي شده اجراي شعرخواني داشته و همانطور كه تاريخ شهرضا هم حاكي است در بيشتر مساجد و تكاياي شهرضا كاشي نوشته هايي از اشعارم موجود است.

 

شعری از استاد

گرد باد

غم آلـودم نشاط روزگار  از من چـه می خـواهی؟

ز پا افتاده ام گشت و گذار از من چه می خواهی؟

اميدم رنگ می بازد به گل از من چه می پرسی؟

خزانم برگ ميريزد بهـار از من چـه می خواهــی؟

شتــابـ-ان گرد  بــاد  دشت  خـاک آلـود  دورانـم

شکيب از من چه می جويی؟ قرار از من چه می خواهی؟

ره کـوی  سلامت راسـراغ از  من چــه  می گيـری؟

ميان عشق و سوز و انتظار از منت چه می خواهی؟

جهـان  آشفتـه  ايای  زنـدگی  در  محنـت  آبـادم

مرا گم کرده طوفان در غبار از من چه می خواهـی؟

 

پريش شهرضایی

استاد بهرام سیاره

متخلص به پریش شهرضایی

استاد بهرام سيّـاره در سال 1323 در شهرضا متولّد شد . در سال 1363 و در سن 40 سالگي سرودن اشعار را به صورت رسمي آغاز نمود.دو ديوان ازايشان درانتشارات سفر صبح و روزنه به چاپ رسيده است و در مدّت كوتاهي پس از انتشار آنها با استقبال علاقمندان مواجه شد و كمياب گرديد.

سبك اشعارش آميخته اي از اصفهـاني و عراقـي است و خمير مايۀ كلامش توحيد  ،  عاشقانه زيستن ، آزادگي و بي نيازي است . در سروده هايش از مضمون هاي ابداعي و تازه به سبك غزل با همۀ تركيب ها بهره گرفته است ابتكار تازۀ پريش سرودن اشعار فولكلـور است كه شديداً مورد علاقۀ مردم است ، سادگي تعابير و بيان تضادها و مشكلات مردم سخن او را بر دل مردم كه به آنها عشق مي ورزد نشانده وازعارف و عامي خود و زندگي رادرشعر  او مي جويند .اثري جديد از شعرهاي محلي و مادري او در دست تهيّه است ، ديوان سوم او نيز با هنر خوشنويسي  استاد جعفـري و تذهيبي هنرمنـدانه آمادۀ چاپ است كه به زودي  با نفيس ترين طرز چاپ و تقديم هنردوستان مي شود.

شعري از پريش

تو را شناخت نگاهم نقاب را بردار
ستاره سايه ندارد حجاب را بردار
تنور شعله‏ورم دست بر دلم مگذار
بپرس و پرده اين التهاب را بردار
چو بوتراب كه از شير با نمك پرداخت
بس است گريه بر اين چشم خواب را بردار
هنر نكردم اگر سايه‏ام به‏خاك افتاد
ز خاك اى دلِ من آفتاب را بردار
به لقمه پاى نهادن كمال ناشكرى‏ست
به احترام سبوى شراب را بردار
ز سالخورد صراحى دواى پيرى خواه
چو خم شدى ز خُمِ مى شباب را بردار
قلندران طريق احتياط نشناسند
دو راهه نيست جنون انتخاب را بردار
صلاح كار تو مطرب اگر چه خاموشى است
دلم گرفت خدا را، رباب را بردار
به عطر صومعه خاكم مكن نفاق‏آميز
شراب و شمع مرا بس گلاب را بردار
گناه از من اميدوار او زاهد
تو بهر توشه فردا ثواب را بردار
به عذر آتش پنهان پريش در خود سوخت
كنون كه شعله به‏سر گشت آب را بردار

 آشفته شو پریش که حافظ به نکته گفت

                    هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

 

 

 

 

یک منتظر

سیدروح اله میرزائی | 14:25 - 1390/5/21


 

 

به بهانه یادواره سردار خیبر شهید محمد ابراهیم همت و 725شهید گلگون کفن شهرستان شهرضا

 

کجایند مردان بی ادعا

مختصری درباره ی شهید همت

روحیه ایثار و استقامت او شگفت انگیز بود. حتی جیره و سهمیه لباس خود را به دیگران می‍بخشید و با همان کم، قانع بود و درپاسخ کسانی که می‍پرسیدند چرا لباس خود را که به آن نیازمند بودی، بخشیدی؟ می‍گفت: « من پنج سال است که یک اورکت دارم و هنوز قابل استفاده است.

این انسان پارسا تا آخرین لحظات حیات خود، دست از دعا ونیایش برنداشت. نماز اول وقت را برهمه چیز مقدم می‍شمرد و قرآن و توسل برنامه روزانه او بود. او به راستی همه چیزش را فدای انقلاب کرده بود. آن چیزی که برای او مطرح نبود خواب وخوراک و استراحت بود. هر زمان که برای دیدار خانواده‍اش به شهرضا می‍رفت، درآنجا لحظه ای از گره گشایی مشکلات وگرفتاری‍های مردم بازنمی‍ایستاد و دائماً در اندیشه انجام خدمتی به خلق الله بود.

ازدواج :

هر وقت با او از ازدواج صحبت می‌کردیم لبخند می‌زد و می‌گفت‌:( من همسری می‌خواهم که تا پشت کوه های لبنان با من باشد چون بعد از جنگ تازه نوبت آزادسازی قدس است)‌

 فکر می‌کردیم شوخی می‌کند اما آینده ثابت کرد که او واقعا چنین می خواست

از زبان همسر ایشان:

بعد از جاری شدن خطبه عقد به مزار شهدای شهر رفتیم و زیارتی کردیم و بعد راهی سفر شدیم‌. مدتی در پاوه زندگی کردیم و بعد هم بدلیل احساس نیاز به نیروهای رزمنده به جبهه‌های جنوب رفتیم من در دزفول ساکن شدم‌. پس از مدت زیادی گشتن اطاقی برای سکونت پیدا کردیم که محل نگهداری مرغ و جوجه بود‌. تمیز کردن اطاق مدت زیادی طول کشید و بسیار سخت انجام شد‌. فرش و موکت نداشتیم کف اطاق را با دو پتوی سربازی پوشاندم و ملحفه سفیدی را دو لایه کردم و به پشت پنجره آویختم‌. به بازار رفتم و یک قوری با دو استکان و دو بشقاب و دو کاسه خریدم‌. تازه پس از گذشت یک ماه سر و سامان می‌گرفتیم اما مشکل عقربها حل نمی‌شد‌. حدود بیست و پنج عقرب در خانه کشتم‌. بدلیل مشغله زیاد حاج ابراهیم اغلب نیمه‌های شب به خانه می‌آمد و سپیده‌دم از خانه خارج می‌شد‌. شاید در این دو سال ما یک ۲۴ ساعت بطور کامل در کنار هم نبودیم‌. این زندگی ساده که تمام داراییش در صندوق عقب یک ماشین جای می‌گرفت همین قدر کوتاه بود ‌.

 

شهادت در راه خدا

شهید همت در جریان عملیات خیبر به برادران گفته بود: «باید مقاومت کرده و مانع از با زپس گیری مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. یا همه این‍جا شهید می‍شویم ویا جزیره مجنون را نگه می‍داریم.» رزمندگان لشکر نیز با تمام توان دربرابر دشمن مردانه ایستادگی کردند. حاجی جلو رفته بود تا وضع جبهه توحید را از نزدیک بررسی کند، که گلوله توپ در نزدیکی اش اصابت می‍کند و این سردار دلاور به همراه معاونش، شهید اکبر زجاجی، دعوت حق را لبیک گفتند و سرانجام در 17 اسفند سال ۶۲ در عملیات خیبر به لقاء خداوند شتافتند.

فهرستی از عملیات هایی که شهید همت در آن نقش بسزایی داشت:

عملیات فتح المبین، عملیات بیت المقدس، عملیات رمضان ،عملیات مسلم بن عقیل ،عملیات محرم، عملیات والفجر مقدماتی، عملیات والفجر1و2و3و4 وعملیات خیبر

 

 

 

کجایند مردان بی ادعا

 

2 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 1:29 - 1389/12/20


شهرِضا يکي از شهرهاي استان اصفهان ايران است. اين شهر در 75 کيلومتري جنوب غربي اصفهان واقع شده‌است. آب و هواي آن نسبتاً گرم و خشک است. آب آشاميدني آن از چاه تأمين مي‌شود اما به تازگي قرار است آب آشاميدني آن از سميرم به شهر منتقل شود.
نام:
نام پيشين آن «کوم شه»، «کُمشه»
و «قُمشه» بوده‌است. کوم شه به معني شکارگاه است. همچنين گفته مي‌شود که اين شهر را اقوام يزدگرد سوم ساساني بنا نمودند. لـذا به نام قوم شاه ناميـده شد.
تاريخ:

6 منتظر

سیدروح اله میرزائی | 16:31 - 1389/11/11